محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1501
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شاهى از شما مىشود . » آنگاه رو به مردم حيره كرد و گفت : « اى مردم ، مانند امروز كارى نديدهام كه اقبال آن چنين روشن باشد . » خالد موافقت با صلح قوم را به اين موكول كرد كه كرامه دختر عبد المسيح را به شويل دهند و اين كار بر آنها گران بود و كرامه گفت : « اهميت ندهيد كه به جاى من فديه خواهند گرفت » و چنان كردند و خالد ميان خود و آنها مكتوبى نوشت به اين مضمون : « بسم الله الرحمان الرحيم ، اين پيمانى است كه خالد بن وليد با « عدى و عمر پسران عدى و عمرو بن عبد المسيح و اياس بن قبيصه و حيرى « ابن اكال ( و به قولى جبرى ) نمايندگان مردم حيره نهاد و مردم حيره بدان « رضايت دادند و موافق بودند . « پيمان كرد كه هر سال يكصد و نود هزار درم جزيه دهند ، « از مشغولان دنيا و راهبان و كشيشان بجز غير شاغلان تارك دنيا ( و « بروايتى بجز غير شاغل و گذشته از دنيا يا سياح تارك دنيا ) در قبال محافظت « آنها كه اگر نكند چيزى ندهند . » « و اگر به كردار يا گفتار پيمان بشكنند در پناه نباشند . به ماه ربيع - الاول سال دوازدهم نوشته شد . » و اين پيمان را به مردم حيره داد . و چون پس از مرگ ابو بكر مردم سواد كافر شدند به مكتوب بى اعتنايى كردند و آن را از ميان بردند و به كفر گراييدند و پارسيان بر آنها چيره شدند . و چون مثنى بار ديگر آنجا را بگشود بدان استناد كردند اما مثنى نپذيرفت و قرار ديگر داد و چون مثنى در سواد مغلوب شد باز آنها به كفر گراييدند و كافران را يارى كردند و به مكتوب بى اعتنا شدند و آن را از ميان بردند . و چون سعد سواد را بگشود بدان استناد كردند و او گفت : « يكى از دو پيمان را